قصه ی تنها یی ما

کاش همه می دانستند... زندگی شادی نیست... شاد کردن است. زندگی قهقهه نیست... لبخند است.

+ قانون عمل و عکس العمل

آدمی ، تنها آنچه را که می دهد ، باز می ستاند .
 
 
بازیِ زندگی ، بازیِ بومرنگ ها ست .
و پندار و کردار و گفتار انسان دیر یا زود
با دقتّی حیرت انگیز ، به خودِ او باز میگردد .
این " قانونِ کارما " است ،
و کارما یعنی بازگشت.
آنچه آدمی بکارد ،
همان را درو خواهد کرد.
هرگاه بدانیم که هر آنچه بفرستیم ،
به خودمان باز میگردد ،
تازه آنگاه شروع می کنیم به ترسیدن از
 
بومرنگ های خودمان !
 
نویسنده : دختر تنهایی ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دروغ و حقیقت

یک روز دروغ به حقیقت گفت میای بریم دریا شنا کنیم؟

حقیقته ساده و زود باور پذیرفت.آنها کنار دریا رفتند.

حقیقت تا لباسهایش را در آورد دروغ آنهارا دزدید و فرار کرد.

از آن به بعد حقیقت عریان و زشت است, ولی دروغ در لباس حقیقت زیباست...!!

 

نویسنده : دختر تنهایی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ افسانه عشق و جنون

روزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.


ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛.

مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند

دیوانگی فورا" فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم.

و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.

دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به  شمردن ....یک...دو...سه...چهار...

همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛

...
ادامه مطلب
نویسنده : دختر تنهایی ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ این تابلو چه چیزی کم دارد؟

تابلویی که در عکس می‌بینید جاده‌ای را نشان می‌دهد که به یک خانه منتهی می‌گردد. این صحنه چه چیزی کم دارد؟


یک درخت

یک آبگیر (برکه)

آدمها

یک تکه ابر

یک ماشین


******************************
ابتدا یکی از گزینه ها را انتخاب کنید و بعد ادامه مطلب را بخوانید
پیامی که در پشت این سوال قرار دارد
چیزی که انتخاب می‌کنید تا به صحنه اضافه شود نشانگر چیزی است که در زندگی شخصی برایتان اهمیت دارد. با تغییر اولویتهای زندگیتان، انتخاب شی‌ء جاافتاده در این صحنه نیز تغییر خواهد کرد. این سوال را چند سال دیگر نیز از خود بپرسید تا دریابید که دیدگاهتان نسبت به چیزها تغییر یافته است!

جواب‌ها در ادامهٔ مطلب...

...
ادامه مطلب
نویسنده : دختر تنهایی ; ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ درس های قانون جذب

 

 

درس اول: قدوقواره آرزوهای هرکسی به اندازه وسعت و نازکی دل اوست.
پسربچه: خدایا من سعی می کنم گاوه منو نبینه ! تو هم کاری بکن که گاوه منو نخوره!

درس دوم: همه موجودات عالم از قانون جذب استفاده می کنند.
مرد: آرزوی من این نبود که مقابل چنین میمونی بنشینم!
میمون: وقتی آرزو می کردم که موجودی جالب ببینم اصلا منظورم این نبود!

درس سوم: به نیش و کنایه اطرافیانی که خود را آئینه شما می دانند زیاد اعتنایی نکنید، مهم احساس درونی شماست!

درس چهارم: شاید علت آهستگی پیشرفت تو بارهای سنگینی باشند که بی جهت حملشان می کنی.اگر چنین باری را بی دلیل به دنبال خود می کشی قبل از اینکه از پا بیافتی ، رهایش کن.

درس پنجم: بربلندی نشستن وراجع به پرواز دیگران نظر دادن شاید راحت باشد اما پرواز چیز دیگری است.

درس ششم:  ...

...
ادامه مطلب
نویسنده : دختر تنهایی ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ به راستی ما کدامیم؟...

بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و

بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت..

بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬بعضی جلد ضخیم،

بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند.

بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند و

بعضی با کاغذ خارجی

بعضی آدمها ترجمه شده اند و

بعضی تفسیر می شوند.

بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و

بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای دیگرند.

...
ادامه مطلب
نویسنده : دختر تنهایی ; ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ تفاوت عشق است با ازدواج

یک روز پدر بزرگم  برام یه کتاب دست نویس آورد، کتابی که بسیار گرون قیمت بود، و با ارزش، وقتی به من داد، تاکید کرد که این کتاب مال توئه مال خود خودته، و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ مناسبتی به من بده، من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم،

 چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندی ؟ گفتم نه، وقتی ازم پرسید چرا گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندی زد و رفت،

همون روز عصر...

...
ادامه مطلب
نویسنده : دختر تنهایی ; ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ باران

ای کاش تمام شعرها حرف تو بود : 

کاش بارانی ببارد ، قلبها را تر کند

بگذرد از هفت بند ما ، صدا را تر کند

 
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها

رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند

 
بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را

شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند

 
مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت

سرزمین سینه ها تا نا کجا را تر کند

 
چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها

شاید این باران که می بارد شما را تر کند

(جلیل صفربیگی)

باران

نویسنده : دختر تنهایی ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد